برف ندیده ها!!!
سلام سه شب هفته گذشته با مامان و بابا و مامان جون رفتیم یه نمایشگاه مبلمان دیدیم. من واسه خودم این مبل رو نتخاب کرده بودم روش نشسته بودم. کلی هم صاحب نظر شده بودم و نظر میدادم: این مثل مبل های ماست! این مثل مبلهای بابا حاجیه!! خلاصه کلی ذوق حضار رو برانگیختم!!! سفارش همیشگی اسپند براش دود کنید هم شنیدیم!! از نمایشگاه که اومدیم بیرون داشت برف میومد. انقدر خوشحال بودیم که سر از پا نمیشناختیم. تا قبل از اون برف رو فقط تو قصه های مامان دیده بودم و همیشه می گفتم مامان اگه برف اومد لباس گرم بپوشیم و بریم آدم برفی درست کنیم. شب ساعت ۱۰ پاشدیم باز از خونه زدیم بیرون تا مثلا برف ببینیم!! ولی زهی خیال با...
نویسنده :
مامان پاتمه
8:15


