آویسا فارغ التحصیل میشود
سلام به دوستای نااازم.
بالاخره امتحان های مامان تموم شد و اگه نتیجه آخرین امتحانش بیاد میتونم بگم که بالاخره فارغ التحصیل میشه یا نه؟!!!![]()
ولی خودم رو می تونم با جرات بگم که فارغ التحصیل شدم!!!
بهتون گفته بودم که بسته های تراشه های الماس رو برام خریدن و دارم خوندن یاد میگیرم من تو عرض کمتر از یک ماه مرحله اول رو تموم کردم و الان می تونم به راحتی 24 کلمه بخونم تازه می تونم جمله هم بخونم. مثلا من لباس دارم!!
برای شروع مرحله دوم توصیه شده بود که برای کودک (یعنی من) جشن بگیرید و بعد مرحله دوم شروع بشه اینه که شروع مرحله دوم موکول شد به بعد از اتمام امتحان های مامان و جشن.
این لباسها هدیه فارغ التحصیلیمه
:

این کلاه رو مامانی درست کرد ولی نذاشتم یه عکس درست و حسابی باهاش بگیره! 

خلاصه! 
انقدر این روزا شیرین زبون شدم که مامان نمیدونه از کجاش براتون بگه!![]()
مامان و بابا معتقدند دایره لغاتم به عنوان یه بچه 2 ساله عالیه. مثلا کلمه هایی مثل: خلاصه و البته رو خیلی زیاد و به جا استفاده می کنم![]()
بسیار دختر مودبی هستم و هر موقع بابایی چیزی برام میخره فوری می گم :بابایی مرسی برام خریدی خیلی دوست دارم.![]()
یا وقتی مامان غذا می پزه: مامان مرسی غذات خیلی خوشمزه بود.
یا مثلا سر سفره می گم: مرسی مامان عجب برنجی پختی!!
و خدا میدونه وقتی اینا رو میگم تو دل اون دو تا چه خبره! وقتی کار اشتباه می کنم به مظلومیت تمام به مامان می گم: ببخشید اذیتت کردم دیگه این کارو نمیکنم و مامان حتی تو اوج عصبانیت هم نمیتونه مقاومت کنه و ببلم می کنه.![]()
یه عروسک دارم اسمش عباس. بین تموم عروسک ها و اسباب بازی هام عباس برام یه چیز دیگه است.
بدون عباس غذا نمیخورم بدون عباس نمیخوابم و اگه حاضر میشم بدون عباس برم بیرون واسه اینه که عباس کاپشن نداره و سرما می خوره!!
اینجا تو خواب گرفتمش تو ببلم
:

هر چیزی دم دستم باشه سرم می کنم
(از جمله تکه پارچه ای که تو عکس پایینه و مامان نمیدونه از کجا آوردم!) بعدش عباس رو ببل می کنم و می گم مامان خدافظ من رفتم!! ![]()

نکته دیگه در مورد عباس اینه که اسم کاملش عباس نیست وقتی بهم می گن اسم کامل عباس چیه؟
می گم: عباس قلی ، تپل مپلی، دست و تا تلی (دست و پا گلی)، نوک حنایی، کجایی؟ من اینجام!!![]()
و بعد ادامه شعر فلفلی رو هم برای خالی نبودن عریضه دنبالش می گم: فلفلی هی صدا زد، اما جواب نیومد، تنها یه رد پا به جا، مونده بود اون دوره برا!! آق فلفلی قَدا به کَن (قبا به تن) شال به کمر، و ......
خلاصه دیگه همه رو می خونم!!![]()
کلا از شعر های کتاب هام خیلی تو زندگی استفاده می کنم مثلا وقتی عباس گریه میکنه می گم:
گریه نکن جان پسر
هان چی شده؟ باز چه خبر؟
یا وقتی مامان میگه بریم بخوابیم می گم: شب شده وقت خوابه ،باید برم بخوابم ،اما دلم نمیخواد ،برم تو رختخوابم!!
چند وقت پیش بابایی داشت برای شاد کردن من جلوم حرکات موزون انجام میداد!!
و من فوری گفتم بابایی نرقص مرحمه!! (محرمه) و دیشب بی مقدمه به بابام گفتم: بابا مرحم تموم شده دیگه عاشورا نیست بیا برقصیم!! ![]()
دو سه شب پیش هم بهش گفتم: بابا اینجا جلو بخاری بشین سردت نشه ولی به بخاری دست نزنیا انگشتات میسوزه، بشین تا من بیام پوشکت رو عوض کنم!!!![]()

میدونین چیه به نظر من آدم بزرگا انقدرا هم که خودشون ادعا دارن بلد نیستن حرف بزنن و معنی حرفا رو نمیفهمن! من بعضی وقتا باید خودمو خفه کنم تا بفهمن من چی می گم!! به چند مورد نگاه کنین:
من: مامان بیا منو داغونم کن!!![]()
مامان : چی؟![]()
- داغونم کن![]()
- ؟؟؟؟؟؟![]()
- داغونم کن دیگه اینجوری (بعد روی تکه پارچه ای که دستم بود خوابیدم و اون رو دور خودم پیچیدم)![]()
- آهاااااان منظورت قنداقه!!!!![]()
--------------------------------------------------
- مامان من با کلم زدم!![]()
- نگو کلم اشتباهه بگو سرم!![]()
- نه با سرم که نزدم کلم زدم اینجوری
(با پا ضربه زدم)
- آهاااااا یعنی لگد زدی!!![]()
-----------------------------------------------
درحال دیدن تام و جری با ناراحتی می گم: مامان طلفاکی پیش!![]()
- چی؟![]()
-طلفاکی پیشی! ![]()
خلاصه بعد از صد بار گفتن مامان می گه: آهان طفلکی!!!![]()
----------------------------------------------
چند روز پیش رفتم روی این دستگاه (که معرف حضور همه هست!!!
) نشستم مامان پرسید آویسا چرا اونجا نشستی و من گفتم: می خوام یه کم شکمم رو آب کنم!!!
(این اپیدمی بالاخره به منم سرایت کرد!!!)

وای چقدر طولانی شد ببخشید.
اینا حرفایی بود که اگه نمینوشتیم حتما دیگه یادمون میرفت. فقط یه چیز دیگه می گم:
این اولین عکس پرسنلیه منه:![]()

یه عکاسی رو به روی آموزشگاه مامان بود رفتیم و خیلی پشیمون شدیم اندازه یه عکس که بخوایم بگیریم برای اینکه روی سی دی بزنه پول گرفته و ببینین عکس رو تو چه سایزی بهمون داده!!!!
خسیس!![]()


آویسا فارغ التحصیل میشود
