آویساآویسا، تا این لحظه: 17 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره

آویسا کوچولو

هامان و عکس های دانشگاه

1390/2/26 11:37
نویسنده : مامان پاتمه
569 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دوستای خوبم.

عکس ها رو دوبار آپلود کردیم. دیده میشه؟؟؟

روز جمعه تصمیم داشتیم تو خونه بمونیم ولی مامان جون شیرین زنگ زدن و گفتن داج علی اینا میان خونشون و خلاصه ما هم با شنیدن این خبر سریع حاضر شدیم و رفتیم اونجا.

واااای هر چی از هامان بگم کم گفتم. هر دفعه که میبینیمش جیگرتر و تو دل بروتر شده حالا دیگه قشنگ میشینه و کلی سر و صدا از خودش در میاره.

من خیلی دوستش دارم ولی گاهی که مامان و بقیه زیادی بهش توجه میکنن یه کوشولو حسودیم میشه!

اینم من و فسقلی خان.

 

 

نگاش کنین چه خوشگل به بازوی من تکیه داده:شکــ ــلکـــْـ هـــ ـایِ هلـــ ـــــن

 

 

مامان همش قربون صدقه چمشای هامان میره:

 

 

عصر روز جمعه هم دایی و خاله لیلا میخواستن برن خونه خاله هامان. اونا یه نوه ناز به اسم امیر دارن که مامانش رفته مکه و فعلا اونجاست. منم با دایی اینا رفتم تا یه کم با امیر بازی کنم. اونجا خیلی بهم خوش گذشت. همه خیلی با من مهربون بودن.

مریم جون از من و امیر عسک گرفت ولی ما نداریمش اگه خاله لیلا اون عسک رو برامون بفرسته حتما اینجا میذاریمش.

دیروز وقتی بابا از سر کار اومد گفت محوطه دانشگاه خیلی سرسبز و پر گل شده و بهمون پیشنهاد داد بریم اونجا چند تا عسک بگیریم. مامان هم که عاشق عسک و دوربینه! اینه که حاضر شدیم و رفتیم دانشگاه بابایی.

اینم عسک هاش:

 

 

 

 

ببخشید که تعداد عسک ها زیاده. مامان دلش نیومد اینا رو نذاره.زبان

پی نوشت مهم: دوستان ما خیلی نگران خاله نازنین و فاطمه جون هستیم. نگراناز روزی که قرار شد بیان ایران هیچ خبری ازشون نیست!! اگه کسی در موردشون خبری داره حتما به ما بگه.ناراحت ممنون

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)