آویساآویسا، تا این لحظه: 17 سال و 10 ماه و 16 روز سن داره

آویسا کوچولو

از دست این آدم بزرگا

1389/12/21 7:32
نویسنده : مامان پاتمه
234 بازدید
اشتراک گذاری

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

 

 سلااااااااااامc72f115dc26dd89d31911264cc8ff6ad.gif

سلام

امان از دست این آدم بزرگا!!!a37e17276c324fe3f6dc5f8deb9277b6.gif

انگار کل سال رو ازشون گرفتن!! نزدیک عید که میشه زندگی هاشون میره رو دور تند! هزار تا کار نکرده دارن که باید انجام بدن! 27cd84fd58b570baed692a24169bc74a.gifهمشون هم باید تا لحظه تحویل سال تموم بشن! تا یه ثانیه قبل از تحویل هم قبوله!! ولی یه ثانیه بعدش نه!!! من نمیفهمم تو این ٢ ثانیه چه اتفاقی می‌افته!! متفکر

شاید یه روز فهمیدم!!خیال باطل

اوففففف از خونه تکونی نگو که دلم خونه!!! هر روز بشور و بساب دارن

viannen_81.gif  f045.gif     f040.gif  6660.gif

و این وسط اصلا به گریه های یه یچه مثل من اهمیت نمیدن!!! تازه حرصم بیشتر در میاد که من گریه می‌کنم و مامان خانوم عکس می‌گیرن و مثلا اثر هنری به جا میذارن!!! آخ

 

گریه

راستی کاش این عید میومد!! من هر چی می‌پرسم جوابش اینه که این برای عیده!!

مامان کفشامو بده بپوشم.

- نه برای عیده!!

مامان این چیه؟

سبزه

برای چیه؟

برای عیده!!

مامان اینا رو برای کی‌خریدی؟

برای عید!!!

a37e17276c324fe3f6dc5f8deb9277b6.gif

ولی این وسط چیزایی هم هست که دل کوچیک منو شاد کنه!

این نمونه اش:

با دقت نگام می‌کنم و بعد می‌گم:

مامان دارن حرف می‌زنن!! دهنشون رو نگاه کن!!

و بعد یه دور مامان فشارم میده!!

پریروز عمه عزت و ویدا اومدن خونمون confetti.gifو خونه طبق معمول رو هوا بود!!! همه جا پر بود از اسباب بازی و مداد رنگی!! عمه که رفت مامان باهام حرف زد! گفت ببین خونه رو نامرتب می‌کنی عمه اومد من خجالت کشیدم!!خجالت

چی کشیدی؟

خجالت!

خجالت چیه؟

یعنی شرمنده شدم!

دوون دوون میرم و دفتر و مداد رنگی هامو میارم و می‌گم: بیا برام خجالت بکش ببینم!!!

مامان این شکلی بود:smile emoticon kolobok

این کفش ها اولین چیزیه که خودم پسندیدم و با اصرار و پافشاری مجبورشون کردم برام بخرن!!smile emoticon kolobok

مامان و بابا میگن قشنگ نیست!! من میخوام بپوشم اونا چرا بپسندن؟؟smile emoticon kolobok

دیگه میخوام خودم همه چیزامو انتخاب کنم!! از خود راضیانقدر دیشب برای اینا ذوق کردم و باهاشون بازی کردم تازه موقع خواب مامان به زور از پام درشون آورد!!!گریه

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)