تولد 27 ماهگی
بابت تبریک ها و دلگرمی هاتون ممنونم دوستای خوبم

روزها دارن مثل باد میرن و من دارم تند تند خانوووم تر میشم![]()
دیروز از صبح با مامان رفتیم به مامان جون شیرین تو خونه تکونی کمک بدیم.
اما کمک دادیمااااااااااااااا!!!! ![]()
من یه ریز نق زدم و گریه کردم!
چون دوست نداشتم مامان کار کنه! هی میگفتم مامان تمیز نکن! مامان کار نکن بیا پیش من بیا با هم کارتون ببینیم! نمیدونم چرا مامان درک نمیکنه که من همیشه دوست دارم پیش من باشه!!
چرا نمیفهمه که دوست ندارم هیچ کاری انجام بده
خلاصه که مامان دیروز خیلی خسته بود و اعصابش هم خورد شده بود (من که نمیدونم چرا!!!!!!!!!!!
شما میدونین؟؟
)
بنابراین نه خبری از عکس بود و نه کیک.![]()
انشاالله ١١ فروردین جبران میشه![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


تولد 27 ماهگی
