آش دندون
سلام.![]()
ابل از همه یه معذرت خواهی از دوستای خوبم
که بهمون سر میزنن بلی صفحه ی ما خوب باز نمیشه و عسکا رو ندیده بودن.
مامانی تصمیم داره به خاطر احترام به شما و وقتتون دیده از این شلکک ها نذاره.
تازه تو فکره یه قالب سبک هم بسازه تا دیده مشکل دیر باز شدن حل بشه. ببشخیییییییید.![]()
انخدرام ته فکر میتردم این دندون مزیت نداشت!!!!![]()
حالا دیده مامانی هر روز صبح میاد دهن منو به زور بررسی میکنه میگه بذار ببینم دندونت بزرگ شده!!!!
تازه خیلی آدمای دیده هم میخوان ببینن دندونم رو!!!![]()
قطره های بد ممز آهن و مولتی که میخوردم حالا دیده بدتر هم شده!!
بهد ار قرطه مامان با گاز استلیل دهنم رو تمیز میکنه من اصلا خوشم نمیاد![]()
مامانی هر روز میگه الهی دور دندونات بگردم!!!
عجب!!!
مده دندون من میدونه؟ میخواد دورش بگرده؟؟؟![]()
اگرم گاز بگیرم که خودم ضرر میکنم چون اون بخت دیده خبری از شیر نیست!!!![]()
حالا همه اینا رو گفتم بلی مامانی دیروز باسم آش دندون پخت!!
خیلی خوش گذشت جای همتون خالی
(مخصوصا داج علی
و خاله لیلا
و هاتف جون
) البته مهمونی نگرفتن فقط مامانی با کمک مامان بزرگ و مامان جون باسم آش پخت.![]()
اینم عسکاش:![]()
![]()
![]()
بالاخره من آش خوردم!!
خیییلی دوس داشتم خوش ممز بود.
قشق رو انداختم کنار و با دست خوردم!!!![]()
![]()
این عسک رو هم خاله هلیا جون
تو پست قبلی باسم گذاشته بود. دستت درد نکنه خاله دووووست دارم.![]()
![]()
![]()
پی نوشت: پریسا جون هم قبول شد. بهش تبریک میگیم![]()


آش دندون
