بوی ماه مهر, ماه مهربان
سلام م م م م م م م م
حالتون خوبه؟؟؟ واااای ما این مدت نبودیم دلمون برای همه دوستامون یه ذره شده بودددد.
کلاسهای فشرده مامان تموم شد!
فعلا حدود 20 روز تعطیلات داره و بعد هم کلاسهاش خیلی فشرده نیست.
آخخخ جوون.
بلکه این جا هم دوباره سر و سامون پیدا کنه! انشالله یه خونه تکونی اساسی خواهیم کرد.
راستی تا یادم نرفته پاییز زیبا رو به همه تبریک میگم مخصوصا به بچه هایی که مدرسه میرن.
خوب بذارین از اخبار این مدت که نبودم براتون بگم. مهمترین اتفاقی که افتاد این بود که من باز هم مستقل تر شدم و الان حدود دو هفته است که تنهایی توی اتاقم میخوابم. اول مامان چند شبی اومد تو اتاقم پیش من خوابید و بعد هم یه دوست خوب پیدا کردم که شب ها پیشم میخوابه!
این عکس دوستمه. 

اسمش ملوسه. خودم این اسم رو براش انتخاب کردم

شبها با هم میخوابیم. البته مراسمات لالایی و پیشتی و اینا به قوت خودش باقیه
ولی وقتی خوابم برد مامان میره و من تا صبح تو اتاقم میخوابم.
گاهی اینجوری:

و گاهی هم اینجوری!!!

عکس پایین هم مربوط به جایزه دومین جدول کارهای خوبمه که به سلیقه و انتخاب بابایی بوده
و من خیلی دوستش دارم.

من و ملوس توی چادر:

این عکسها هم مربوط به یه روز عصره که رفته بودیم پارک.


البته هوا کم کم خنک شده و دیگه کمتر میشه پارک رفت. اینم چند تا عکس از آویسا با تیپ پاییزی!


خوب یه کمی از چیزهایی که یاد گرفتم بگم!
بیشتر پیشرفتم توی یادگیری زبان بوده آخه مامان زیاد وقت نمیکرد با من کار کنه.
الان بیشتر رنگ ها رو هم به اینگیلیسی بلدم. تازه گاهی خودم یه چیزی رو نشون میدم و میگم:
What color is it?
مورد بعدی که مامان وقتی فهمید یاد گرفتم شاخ هاش داشت در میومد. الفبای اینگیلیسی هست. مامان چند بار با آهنگ برام خونده بود ولی فکرش رو هم نمی کرد حفظ شده باشم تا اینکه یک بار براش خوندم و حسابی غافلگیرش کردم!!! منو دست کم گرفته!!
فقط موقع گفتن حروف j-k-l-m-n کمی قاطی میکنم و بقیه رو کاملا درست میگم!
خوب دیگه بسه زیادی دارم از خودم تعریف میکنم.
به عنوان حسن ختام عکسی که مامانی عاااشقشه:

دوستتون دارم خداحافظ


بوی ماه مهر, ماه مهربان
